Get Adobe Flash player

Author Archives: رضا جون

صبر

صبــــر کردن گاهــــی معجزه می‌کنـــد

 

ادامه مطلب »

دروغ

 

 

 

بیشترین دروغی که تو این دنیا گفتم یک کلمه است:

 

ادامه مطلب »

مداد رنگی

 

دانش آموز

 

با این مداد رنگی‌ها
نه می‌شود گلی را آب داد
و نه می‌شود دریاچه‌ای را آبی کرد!!!!

 

 

کاش می‌شد به کلاس اوّل برگردم

خانم معلم‌ آنقدرها هم قد بلند نیست

 

می‌شود گوشش را کشید!

باران

 

باران

بارندگی،

 

هنگامه ناز طبیعت در نیازمندی به درگاه الهی است

 

 

دعاهایتان مستجاب باد

 

:)

کجایی ….

 

 

 

 

قلب شکسته

 

 

 

کجایی لعنتی؟

 

 

 

 

>بیا ببین مردم شهر، شاهرگ احساسمرا زدن

 

 

 

 

با شکلات و خرس

 

 

 

 

:(

مبارکت

 

یا مهدی

 

آقا ردای سبز امامت مبارکت

پوشیدن لباس خلافت مبارکت

 

ای آخرین ذخیره‌ی زهرایی حسین

آغاز روزگار امامت مبارکت

 

:)

روسری

روسری

 

 

 

 

 

روسری‌ات را که باز می‌کنی
شیطان به روز می‌شود

 

آبستن می‌شود از نگاه تو خاک
و من فراموش می‌‌کنم
به مادر باکره‌ام بگویم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دیگر هیچ کس به نام سیب
از صلیب به آسمان نخواهد رفت!

 

 

 

:)

زنبورها

 

 

عَسَل .. لبهای ِ تُوست . زنبــورها هیچ کاره اند !

 

 

عَسَل

 

 

لبهای ِ تُوست

 

زنبــورها هیچ کاره‌اند!

 

 

:*

فکر میکردم

 

 

کعبه

 

 

 

پیش از اینها فکر میکردم خدا / خانه‌ای دارد میان ابرها

حکم میراند به تلخی رو به ما / سخت میگیرد به ما بعد دعا :(

 

امّا:

ادامه مطلب »

بدتر شد!!

 

بدتر شد

 

 

هر چه کردم نشوم از تو جدا، بدتر شد / از دل مـا نرود مهر و وفــا، بدتر شد

مثـلا خواســتم این بــار موقـر باشــم / و به جای تو، بگویم که شما، بدتر شد
آسـمان وقـت قـرار من و تــو ابری بود / تـازه با رفتـن تـو وضـع هـوا بدتر شــد
این متانت به دل سنگ تو تاثیر نکرد / بلکه برعکس، فقط رابطـه‌ها بدتر شـد
چاره دارو و دوا نیست،که حال بد من / بی تو با خوردن دارو و دوا بدتر شد

 

روی فرش دل من جوهری از عشق تو ریخت

 

آمدم پاک کنم عشـق تـو را بدتـر شـد

 

 

 

:*