دلم که تنگ میشود
دلــم کــه تنـــگ میشــود
پای لحظه های خالی از تو
بــساط اشک پهن می کــنم
گوش خیالم را به گذشته میچسبانم
صدایت را از امواج پراکندهی زمان جمع میکنم
پژواک صدایت بر دیوار ذهن میکوبد
پر از آواز میشوم از تو
مگرغیر از این است
که توهم هم وجود دارد؟
باشد …
به خودم دروغ نمی گویم!
امّا؛
به حقیقت دقایق پریشان عاشقی سوگند
دلم برای این توهم تنگ میشود